محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
952
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
و مردى از يارانش نام او حارث بن سريج برخاست و خراسان به غلبه بگرفت و مرو الرّود و باب الابواب و بيشتر شهرهاى خراسان به دست او آمد . و خراجها مطالبت كرد و بر ياران همى بخشيد . و خلقى بسيار بر وى گرد آمدند از عيّاران . و خبر به هشام رسيد . مردى را بخواند نامش عاصم بن عبد الله الهلال ، ولايت خراسان اسد بن عبد الله القسرى را داد . اسد به مرو الرّود آمد و لشكرها را فرستادن گرفت به حرب حارث بن سريج . و حارث چون دانست كه لشكر بسيار گرد آمد ، ياران خويش را گرد كرد و به زنهار خاقان شد به تركستان . و خاقان او را به شهرى فرود آورد نامش قارن ، و آن را طعمهء او كرد . و اسد از مرو بيامد و روى به حارث نهاد . چون به بلخ رسيد بمرد . و هشام نصر بن سيّار را به خراسان فرستاد تا چاچ و فرغانه بگشايد . نصر دست به غزو كردن برد و هر شهرى كه بگشادى خراجش سبك كردى و عدل و داد پيش گرفتى تا مردمان به دو مايل شدند و او را دوست گرفتند . پس خالد ابن عبد الله القسرى بمرد ، و هشام ولايت عراقين به پسرش داد ، يزيد بن خالد . و او دست به ستم كردن كرد بر مردمان عراق و خواسته هاى ايشان همى ستد . مردمان نامه ها نوشتند به گله كردن او . پس هشام يوسف بن عمر الثقفى را ولايت عراقين داد و فرمودش تا يزيد را بگيرد و عذاب كند و مطالبت آن مال كند و از وى بستاند . او همچنان كرد .